مدیریت تغییر و بهبود عملکرد


مدیریت تغییر و بهبود عملکرد

از زمان پیدایش نظام بشریت، تغییرات فراوانی وجود داشته، انسان همواره درصدد ایجاد تحولات مثبت بوده تا بتواند از تغییرات منفی و اثرات زیان‌آور آن در امان بماند. در این مقاله با توجه به آموزش‌های دکتر امیر حسین مظاهری به چگونگی تغییر در زندگی و موفق شدن در کسب و کار پراخته‌اند که ادامه مبحث قبلی با موضوع مدل ذهنی ثروتمندان چگونه است؟ می‌باشد. در دنیای کسب و کار، نگرش تغییر، فرآیندی است سیستمی که مبتنی بر رویکردی آگاهانه و دقیق بوده، در این رویکرد پیچیدگی تغییرات بگونه‌ای است که مقاومت افراد را برانگیخته تا در مقابل آن که یکی از مهمترین مشکلات تبدیل ایده به واقعیت است پایداری و ایستادگی نمایند. در این راستا وجود مدیریتی راهبردی و توانمند برای توجیه افراد و آگاهی آنها به منظور پذیرش تغییرات مثبت از ضروریات نظام تغییر و تحول خواهد بود.

برای تغییرات جدید از کجا باید شروع کرد

اکثر افراد دارای ایده هستند ولی از تغییر شرایط کنونی ترس دارند. همین ترسها مانع از پیشرفت در کار می‌شود. مقاومت در ذهن افراد باعث شکست آنها شده. پیش از هر چیز باید بپذیریم، گذر از شرایط و موقعیت کنونی به سمت هدفی که در ذهن داریم یک «تغییر» بسیار بزرگ است.

برای شروع، نیازمند یک فرایند مدیریت تغییرات برنامه‌ریزی شده هستیم. فرآیندی که در درجه اول الزامات یک ایده را بتواند با تغییرات جدید به واقعیت تبدیل کند. افرادی که با دست خالی شروع به کار کردند و در سمینارهای دکتر مظاهری تجربیات خود را گفتند؛ این است که برای تغییر جنگیدن و با مدیریت دارایی‌های که پیش از شروع کسب و کار جدید داشتند، برای بهبودی آن در موفقیت رویاهاشون ایستادند و توانستند به موفقیت بزرگی دست پیدا کنند.

بنابراین تغییر هدفمند نیازمند ساختار، استراتژی و برنامه‌ای جامع دارد. چیزی که این دغدغه را برطرف می‌کند استفاده از کلاس های آموزشی جامع و استاندارد برای اجرای مدیریت تغییرات در کسب و کار است. برای تقویت نقاط قوت و بهبود نقاط ضعف باید یک سری مهارت‌ها را در خود تقویت کنید.

این مهارت‌ها باید هم اهداف بلندمدت و هم اهداف کوتاه مدت را مدنظر قرار دهند. در ابتدا رسیدن به اهداف کوتاه مدت برای پشتیبانی از اجرای برنامه‌ای که در ذهن دارید تا بهبود یابد و در عین حال تمرکزی بر روی اهداف بلندمدت برای تغییر و بهبود مستمر در کار نیز وجود دارد.

عوامل ایجادکننده تغییر هدفمند کدامند؟

گام نخست در پیدا کردن عواملی که باعث ایجاد تغییر در زندگی افراد می‌شود، این است که با شناخت و ارزیابی دقیق خواسته‌ای که دارید می‌توان در بهبود فرایند تغییر اثر مثبت گذاشت و زودتر موفق شد. عمده‌ترین دلایل مقاومت در برابر تغییر، ترس از کاهش آزادی عمل، تمایل به بی‌برنامگی، نگرانی نسبت به کم شدن اعتبارات، آگاهی نداشتن نسبت به ضرورت ایجاد تغییر و طولانی شدن فرآیند تغییر است.

بنابراین یکی از دلایل شکست هر ایده‌ای، بی‌اطلاعی افراد از فرآیند تغییر است که او را نگران می‌کند: نگرانی در مورد موفقیت در کسب و کار و نگرانی در مورد اثرات آن روی فرد. همچنین آگاهی و علم به هدف و نتایج اثرگذار آن در زندگی باعث می‌شود افراد با مقاومت کمتری برخورد کنند.

مدل ذهنی ثروتمندان چگونه است؟
خواندن مقاله

از مهم‌ترین ابعاد مدیریت تغییر، ارتباطات است. اطلاع‌ و آگاهی داشتن درباره اینکه اهدافت حول چه موضوعی قرار دارند؟ هدفت در چه جایگاهی قرار دارد. ارزش‌های جدید، الگوها و آیین‌های جدیدی که در ذهن داری و می‌خواهی به یک انقلاب جدید در زندگیت بپردازی باید پشتکار و تمرین زیادی داشته باشی.

فرآیند تغییرات اگر آگاهانه و از قبل برنامه‌ریزی شده، باشد، نوعی اقدام آگاهانه و هدفدار به حساب می‌آید، تغییرات برنامه ریزی شده توانایی افراد را بالا می‌برند و رفتار او نیز عوض می‌شود. در نتیجه ﺗﺤﻮل ﻣﺜﺒﺖ، ﻧﯿﺎز آﯾﻨـﺪه هر فرد است.

یک تمرین ساده، زندگی افراد موفق را بررسی کنید. کسب و کاری که در گذشته داشتند را با ایده جدیدی که باعث پیشرفت آنها شد، مقایسه کنید. متوجه تفاوت‌ها و نوآوری‌های اتخاذ شده در این مسیر می‌شوید.

 

 

 

دوره mba

اهدافایدهبهبودفرآیند تغییرمدیدیت تغییر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *