موسسه آموزش عالی ثروت آفرینان پارس

ایجاد فرهنگ خلاقیت از طریق رهبر مجموعه

119

نوآوری رگ حیاتی کارآفرینی است. پیتر دراکر  از آن به‌ عنوان ابزار خاص کارآفرینان یاد می ‌کند، که به ‌وسیله آن از تغییرات به‌عنوان فرصتی برای ایجاد کسب و کاری متفاوت  یا ارائه خدماتی متفاوت بهره می‌ برند.

گفته شده واقعیت این است که، اگرچه سازمان‌ ها برای نوآوری ارزش قائلند، برای به دست آوردن آن تقلای زیادی می‌ کنند.

در تحققیقاتی که به‌ وسیله مک کینزی انجام شد، مشخص شد که ۹۴ درصد از مدیران مورد بررسی در این تحقیق، از عملکرد مجموعه خود در خصوص نوآوری ناراضی بودند و طبق گفته Amar Bhide، ۸۵ درصد از کارآفرینان جهانی، کسب و کار خود را براساس ایده‌ های افراد دیگر به ‌وجود آوردند.

همه این‌ ها به شکستی در رهبری کارآفرینی اشاره می کند. رهبر نقشی حیاتی را در ایجاد محیط مناسب برای شکوفا شدن نوآوری بازی می کند. رهبران اغلب به تاثیرگذاری بر نوآوری در سطح سازمانی (سطح بالا) توجه می کنند، اما آن‌ ها می توانند به همان اندازه، مشوق تفکر باز و ایده های سطح شخصی (سطح پایین) نیز باشند.

تاثیرگذاری بر نوآوری و ایده‌ ها در سطح سازمانی

راه های استراتژیک بسیاری وجود دارد، که رهبران می‌ توانند به‌وسیله آن ‌ها، بر جریان نوآوری و ایده‌ پردازی در سطح سازمانی تاثیر بگذارند، که این راه ‌ها چیزی فراتر از صندوق پیشنهادات معیوب است.

در ادامه به سه روش اثبات شده اشاره می‌ شود.

  1. تایید و پاداش دادن به نوآوری

    ترویج نوآوری و ایده‌ پردازی باید در کارت امتیاز هر رهبر باشد. کارمندان باید تشویق شوند که به وظایف روزانه خود از لنز نوآوری نگاه کنند و باید برای ایده‌ های نوآوری خود تایید شوند و پاداش بگیرند.

    جبران و پاداش دادن یک تمرین استاندارد در سازمان‌ های توسعه یافته از قبیل زاپوس می ‌باشد.

  2. تزریق خلاقیت با مالکیت

ویجی گوینداراجان به مقاله ای با این موضوع پرداخته که سازمان‌ ها چگونه می ‌توانند خلاقیت و نوآوری را از طریق سرمایه‌ گذاری و همکاری مشترک، به سازمان‌های خود تزریق کنند.

برای مثال مالکیت شرکت پیکسار به‌ وسیله دیزنی، خلاقیت دیزنی را دوباره احیا کرد.

  1. اختصاص زمان برای نوآوری

در سال ۱۹۴۸ شرکت ۳M، برنامه  “۱۵ درصد ” خود را راه‌ اندازی کرد، که بر اساس آن ۱۵ درصد از وقت کارمندان صرف نوآوری شد. یادداشت “آن را پست کن” در طی آن ۱۵ درصد زمان اختراع شد. سازمان‌ هایی از قبیل هولت پاکارد و گوگل هر دو از این شیوه پیروی کردند. جیمیل و گوگل ارت در   طی ۲۰ درصد از مدت زمان گوگل مطرح شدند.

تاثیرگذاری بر نوآوری و ایده‌ها در سطح شخصی

اغلب اوقات رهبران بر تاثیرگذاری استراتژیک، بر نوآوری در سطح سازمانی تمرکز می‌کنند و نقش کلیدی که تاثیرگذاری فرهنگ تفکر و ایده‌های باز در تاثیرات بین فردی دارد را نادیده می‌گیرند. در ادامه روش‌هایی بیان می‌شود که رهبران به‌وسیله آن‌ها می ‌توانند تفکر باز را تشویق و الگو کنند و به این وسیله باعث افزایش جریان ایده‌ پردازی از طریق تعامل با کارمندان شوند.

  1. مکالمات را افزایش دهید.

اغلب اوقات رهبران در مورد ایجاد تعهدات  با دیگران در طی بحث و مناظره،  صحبت می کنند. این سه فعل از نظر ریشه‌ شناسی، مفاهیم نامطلوبی دارند. متعهد شدن با ریشه engagier در فرانسه قدیم، به معنای ایجاد ارتباطی با قول و قسم است. مناظره با ریشه debatreادر فرانسه قدیم به معنی ضرب و شتم، و بحث کردن با ریشه لاتین discutere به معنای درهم شکستن و کوبیدن می باشد.

از طرف دیگر مکالمه از ریشه یونانی کلمه dialogos، به معنی جریان فکری می آید. این مقایسه  تنها به دلیل ملا نقطی بودن  نیست. این موضوع به قلب مواردی که رهبران تاثیرگذار جدید انجام می دهند، اشاره می کند. آن ها دیدگاه‌های خود را توسعه می دهند و یک جریان ایده پردازی را از طریق پرس و جوی مشترک تسهیل می بخشند.

به گفته ویلیام آیزاک، مکالمه، یک روش همزمان فکر کردن و بازتاب دادن است. کاری نیست که در مورد کسی انجام دهید، بلکه کاری است که با مردم آن را انجام می دهید.

رهبران بعضی اوقات ممکن است که به واسطه وضعیت، قدرت جایگاه و احساس مسئولیت خود عقب کشیده شوند و برای به چالش کشیدن ایده ها و در مسیر قرار دادن همه چیز، محدود شوند. این باعث بسته شدن نوآوری های پایین دست می شود. وقتی همه با هم درگیر باشند، ایده ها نمی توانند جریان یابند. ایده ها تنها زمانی می توانند جریان یابند که مردم کنجکاو، پرسشگر هستند  و در فضای باز قادر به بیان ایده های خود باشند.

رهبران باید تشخیص دهند که مکالمه کلید نوآوری است و باید مشوق، مروج و الگوی تفکر مشترک باشند.

  1. فرضیات و قضاوت ها را معلق بگذارید

فرض کردن و پی بردن، به معنی پردازش داده از طریق لنز تفسیری خودمان است.

لازم است که رهبران آگاهانه تمایلات طبیعی خود را برای اضافه کردن لایه های معنایی و استنتاج به ایده ها معلق نگه دارند. مشاهدات انتقادی  در افکار اولیه تفکر خلاق را می بندد.

دو ابزار قدرتمندی که به رهبران کمک می کند قضاوت ها را معلق نگه دارند و پذیرای ایده های جدید باشند، شامل نظریه نردبان استنتاج کریس آرگریس  Chris Argyris’ Ladder of Inferenceو نظریه شش کلاه فکری ادوارد دوبنو Edward do Bono’s Six Thinking Hats  می باشد.

  1. فعالانه گوش کنید

جمله معروف مارک تواین بیان می کند ” اگر قرار بود ما بیشتر از این که گوش کنیم حرف بزنیم، می بایست دو زبان و یک گوش داشته باشیم”.

یک راه کلیدی برای آن که رهبران بتوانند، الهام بخش مردم برای خلق ایده باشند، این است برای گوش کردن فعال به آن ها وقت صرف کنند. به نظر واضح می آِید، اما فضا دادن به اشخاص برای توسعه ایده هایشان یک محیط پراحترام به وجود می آورد، که در آن مردم برای بیان کردن خودشان احساس راحتی کنند.

وقتی رهبران مرتب حرف مخاطب خود را قطع می کنند، در مورد ایده ها حرف می زنند، جمله ها را تمام می کنند و زبان بدن منفی را طرح می کنند، باعث قطع جریان خلاقانه و ممانعت از نوآوری می شوند. به جای ارائه یک صحبت خوب به اشخاص، یک گوش کردن خوب ارائه دهید.

نوآوری کلید سود رقابتی و رشد است. شاخص نوآوری جهانی ۲۰۱۶، که یک رتبه بندی سالیانه برای توانایی های نوآوری و عملکرد اقتصادی سراسر جهان است، روی سیاست های ملی تمرکز می کند، اما رهبران منحصر به فرد آن ها هستند، که می توانند به وسیله هدایت نوآوری درون سازمانی و ایجاد محیط سازنده برای رشد نوآوری تفاوت ایجاد کنند.

گردآورنده : سروش مودب

1 نظر
  1. Maria Smith

    Very informative blog.

    I would like to thank you for the information.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.