سمینار سلاطین کسب و کار ، بیژن علیپور ۹۶.۱۲.۱۴

0 312

سمینار سلاطین کسب و کار ، بیژن علیپور

سمینار سلاطین کسب و کار ، بیژن علیپور

داستان یک فرهنگی ثروت‌ آفرین

بیژن علیپور ، چگونه نشر خود را رونق داد؟

 

چهاردهمین و آخرین جلسه از سلسله برنامه ‌های سلاطین کسب و کار دوشنبه ۱۴ اسفند ماه ۹۶ در فرهنگسرای رسانه برگزار شد . بیژن علیپور مدیر انتشارات نسل نواندیش و صاحب ‌امتیاز مجله «راز» میهمان این برنامه، در قسمت نخست از فراز و نشیب ‌های زندگی حرفه ‌ای خود و آنچه امروز او را در جایگاه مدیر یکی از پر عنوان ‌ترین نشرهای ایران نشانده ، سخن گفت.

در قسمت دوم طبق روال هر هفته امیرحسین مظاهری سیف زندگی حرفه‌ ای و ویژگی ‌های مدیریتی بیژن علیپور را مورد بحث و بررسی قرار داد.

سمینار سلاطین کسب و کار ، بیژن علیپور 96.12 (3)

فقط کمی بهتر باشید

سمینار سلاطین کسب و کار ، بیژن علیپور

بیژن علیپور که اکنون صاحب پرفروش ‌ترین نشر ایران است و تنها در سال جاری ۲۷۵ عنوان کتاب به چاپ رسانده ؛ به گفته خود دوران کودکی آرامی داشته و در تمام مراحل تحصیل نیز شاگرد ممتاز مدرسه بوده است.

نخستین شکست وی زمانی اتفاق افتاده که با همه امید و توان برای پذیرفته شدن در رشته پزشکی در سال ۱۳۶۴ در آزمون سراسری شرکت کرده اما اتفاقی غریب مسیر زندگی ‌اش را به کلی تغییر داده است

«بزرگ‌ ترین شکست من سر جلسه کنکور اتفاق افتاد ، به این ترتیب که سر جلسه کنکور با انگیزه بسیار تست ‌های درس ‌های مختلف را می‌زدم و یک به یک پیش می ‌رفتم، وقتی به درس زیست ‌شناسی رسیدم که بیشترین ضریب را نیز در کنکور تجربی دارد نوک تیز مداد به طرز عجیبی به چشمم فرو رفت و موجب شد برای چند دقیقه‌ ای زمان را از دست بدهم؛

مراقب‌ ها مرا از جلسه بیرون بردند و چشمم را شست و شو دادند. همین امر موجب شد که نتوانم پزشکی قبول شوم اما این شکست موجب تغییر مسیر و دستیابی به بزرگ ترین موفقیت‌ ها در زندگی‌ ام شد و همیشه خدا را به خاطر آن سپاسگزارم.»

علیپور با وجود از دست دادن بخشی از زمان اما در همان سال با کسب رتبه ۸۹۱ در رشته فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی ایران پذیرفته شد.

 

بنا بر روایت مدیر انتشارات نسل نواندیش ، او در دانشگاه نیز مانند مقاطع دیگر تحصیلی خود ممتاز بود و تنها در دو سال اول به لحاظ مالی به خانواده اتکا داشت.

او چنان در رشته تحصیلی خود پیشرفت کرد که از سال سوم برای درمان بیماران به خانه‌ های آن‌ ها مراجعه می ‌کرد. در این مقطع همچنین یکی از اساتید، دانشجویان را ملزم به انتخاب یک بیماری و کار روی آن کرد:

«تقریبا تمام بچه‌ های کلاس ما بیماری‌ هایی چون کمر درد و پا درد را انتخاب کردند چراکه معمولا فیزیوتراپی روی این بیماری ‌ها به خوبی پاسخ می‌دهد اما من یکی از سخت ‌ترین بیماری ‌ها یعنی فلج مغزی را انتخاب کردم که فیزیوتراپی خیلی سخت در مورد آن جواب می ‌دهد.

با تلاش بسیار و روش‌ های نوینی که ابداع کردم توانستم جواب بگیرم و حتی پس از مدتی نتایج تحقیقاتم را از جزوه به کتاب تبدیل کردم. این کتاب به حدی مورد توجه قرار گرفت که سال ‌ها در دانشگاه ‌ها تدریس می ‌شد.»

 

در ادامه سمینار سلاطین کسب و کار ، بیژن علیپور

دوران سربازی

در دوران سربازی نیز، بیمارستان شهید صدوقی اصفهان محلی بود که سپاه برای گذران دوران خدمت او در نظر می ‌گیرد. علیپور در این بیمارستان با تمام توان کار می‌ کند، به ویژه به بررسی‌ های خود روی بیماری فلج مغزی ادامه می‌دهد: «اصلا برایم مهم نبود که ۲۴۰۰ تومان حقوق ماهانه ‌ام است.

به قدری در این بیمارستان خوب کار کردم که از ماه سوم روزی سه بیمار خصوصی در خانه داشتم. آن زمان از هر بیمار هزار تومان دریافت می ‌کردم و درآمد روزانه ‌ام بیش از درآمد ماهیانه ‌ای بود که بابت خدمت سربازی به ما پرداخت می ‌شد؛

بنابراین از ماه سوم دیگر حقوقی نگرفتم. این سوابق موجب شد پس از سه ماه بیمارستان بقیه‌الله تهران نامه بفرستند و بخواهد که مرا برای ادامه خدمت به آنجا اعزام کنند؛

بنابراین ادامه خدمت را در بیمارستان بقیه‌الله تهران گذراندم.» به اعتقاد بیژن علیپور کسب همه این موفقیت‌ ها تنها یک دلیل داشت: «من کار ویژه ‌ای انجام ندادم فقط کمی بیش از دیگران تلاش کردم. اصلا نیاز نیست تغییرات بزرگ در زندگی ‌تان به وجود آورید فقط کمی تلاش کنید.»

سمینار سلاطین کسب و کار ، بیژن علیپور 96.12 (1)

با سخنان منفی دیگران ناامید نشوید

 

بیژن علیپور که ۳۰ ماه به صورت خود خواسته و از روی عشق و علاقه به عنوان معاون آموزشی دانشگاه بقیه‌الله به خدمت پرداخت، آن ‌چنان در کار خود پیش رفت و در کنار کار به مطالعه پرداخت که کلاس ‌های آموزشی و جزوات وی در زمینه روانشناسی بر سر زبان‌ ها افتاد.

وی پس از اتمام خدمت سربازی، در مقطعی در تندخوانی نصرت با او همکاری کرد و سپس آموزشگاه خود را در زمینه تندخوانی به راه انداخت. در این مقطع او دوباره با شکست مواجه شد و کتاب ‌هایی را که در ۲۰ جلد و ۵ هزار نسخه به کمک دوستان خود در زمینه موفقیت تحصیلی به انتشار رسانده بود، نتوانست به فروش برساند اما این شکست او را از پا نینداخت. وی در سال ۷۶ از وزارت ارشاد برای مجوز انتشارات درخواست داد:

«شخصی که در وزارت ارشاد مسئول اعطای مجوزها بود نگاهی به من انداخت و گفت می ‌دانی کار انتشارات خیلی خطرناک است؟! چطور می ‌خواهی با غول ‌هایی چون انتشارات امیرکبیر رقابت کنی؟!»

اما هیچ کدام از این سخنان منفی خللی بر عزم علیپور مبنی بر اخذ مجوز ایجاد نکرد. وی اکنون که در جایگاه پرقدرت ‌ترین نشر ایران ایستاده به مخاطبان توصیه می‌ کند:

«هرگز از سخنان منفی دیگران نهراسید، من اگر می ‌خواستم از سخن آن فرد در وزارت ارشاد، بترسم و از خیر گرفتن مجوز بگذرم الان در این نقطه نایستاده بودم. الان در ایام نمایشگاه گاهی غرفه ما به حدی شلوغ می‌ شود که به ناچار درها را می ‌بندیم.»

 

قانون ۱۵ دقیقه را حتما به کار ببندید

 

بیژن علیپور در پایان سخنان خود به قانونی به عنوان «۱۵ دقیقه» اشاره کرد و از شرکت‌ کنندگان خواست که حتما آن را به کار ببرند:

«اگر روزی ۱۵ دقیقه برای کاری وقت بگذارید بعد از سه ماه حتما در آن مهارت کسب می‌ کنید.»

یادگیری مداوم، مثبت ‌اندیشی و برقراری تعادل میان سه وجه: ثروت، سلامت و آرامش از دیگر نکات توصیه‌ شده توسط علیپور بود؛ نکاتی که به گفته او، خود با رعایت آن‌ ها توانسته است در وضعیت کنونی خود قرار بگیرد.

15-minutes

امیرحسین مظاهری نیز در قسمت دوم این نشست در تحلیل و بررسی زندگی حرفه ‌ای بیژن علیپور بر استفاده از قانون ۱۵ دقیقه تاکید کرد و افزود: «کاری را که پیوسته انجام دهید در دراز مدت نتیجه می ‌دهد و به شما کمک می‌ کند در کاری که در آن مهارتی ندارید متخصص شوید.»

 

در ادامه سمینار سلاطین کسب و کار ، بیژن علیپور

موانع شما را به کشف راه‌ های جدید سوق می‌ دهد

 

مظاهری در بخش دیگری از سخنان خود با تایید نوع برخورد علیپور با موانع و شکست ‌ها اظهار داشت: «کاربرد موانع در زندگی این است که به شما بگوید برای رسیدن به هدف از راه دیگری تلاش کنید.» وی سپس با بیان اینکه فشار و سختی در زندگی همه انسان ‌ها وجود دارد ، گفت:

«این فشارها ب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.