بیزینس کوچ به من بگو حالا باید چیکار کنم!

بیزینس کوچ, کوچ کسب و کار

بیزینس کوچ, کوچ کسب و کار


بیزینس کوچ یا کوچ کسب و کار راهنمای همیشگی من

تا حالا درباره بیزینس کوچ یا کوچ کسب و کار چیزی شنیده‌ای؟ تا حالا کاسه چه کنم دست گرفتی؟ وقتی نیاز داری تصمیم مهمی بگیری، اما هیچی به ذهنت نمی‌رسه چیکار می‌کنی؟ خیلی دوست دارم شما هم بدونید چی شد، راستش یکی از روزهای آذر ماه بود. من همیشه دوست داشتم بین افرادی باشم که کارشان بیزنس است. وقتی بین این افراد هستی ذهن و فکرت عوض می‌شود. داشتم با یکی از وارد کننده‌ها که کنارم نشسته بود صحبت می‌کردم که مهندس مظاهری با اون سلام سلام سه ضربش وارد شد. صاف دست گذاشت روی دردی که داشتم! «چطوری تصمیمات مهمتون رو می گیرید؟

تصمیماتی که براش راه کاری ندارید.» مشکل من با ثروت آفرینان این است که همیشه در دوره‌ها یه چیزهایی را باز می‌کنند که آه از نهاد همه بلند می‌شود. همیشه می‌گویند کاشکی زودتر این‌ها را می‌دانستم، واقعیت این است که ناآگاهی در این برهه از زندگی یک درد است. دردی بزرگ! چون شما در زندگی باید فرآیندی را طی کنید تا به چیزی که می‌خواهید برسید. باید طی کنی و مهم نیست بلدی یا نه!

اگر بلد باشی رفتی، پریدی و رسیدی اما اگر بلد نباشی…

مهندس بلند پرسید: تا به حال برایتان اتفاق افتاده سرمایه‌ی زیادی در اختیارتان باشد اما ندانید با آن باید چیکار کنید! یا اینکه تمام سرمایه‌تان که طی سال‌ها به دست آوردید را یک شبه از دست داده باشید و حاج و واج و مستأصل مانده باشید؟! کسی اینجا هست که کسب و کار کوچیکی را راه انداخته باشد و خیلی هم موفق باشد، اما برای توسعه‌ی آن سردرگم شده باشه! یا کسی که صاحب کسب و کار بزرگیست اما در ادامه‌ی روند آن دچار تردید شده! با هر سوالی که می‌پرسید، چشم‌های یک نفر برق می‌زد. در ادامه گفت: نمی‌دانم شما جزو کدوم دسته از این افراد هستید، اما می‌دانم یه چیزی هست که شما را به این کلاس کشانده است.

پس بیایید با هم یه سفری برویم، سفری از اقیانوسی ناآرام به ساحلی امن… می‌دانم شما هم به این نتیجه رسیدید که در مواردی که گفتم، همه در یک چیز مشترکند و آن این است که به نقطه‌ای رسیدند که از خودشان می‌پرسند؛ «حالا باید چه کار کنم؟!» دوستی داشتم که هر وقت مسئله‌ای داشت می‌آمد پیش من.

«دوتا فکر بهتر از یه فکره»

و بعد از من می‌خواست تا با او همفکری کنم. جالب اینجا بود که در اغلب موارد من تجربه‌ای در زمینه‌ای که سوال می پرسید نداشتم. اما او اعتقاد داشت وقتی با من درد و دل میکند و اوضاع و احوال فعلی‌اش را برایم توضیح میدهد؛ حرف‌های من او را آرام می‌کند و سوالاتم ذهن او را به چالش می‌کشد و کم کم به جواب درست می‌رسد. همیشه می‌گفت تو خیلی خوب به حرف‌های من گوش می‌کنی و خیلی خوب شرایط  من را درک میکنی.

البته درست هم میگفت، چون من واقعا به او علاقه داشتم و برایم مهم بود که چقدر در شغل و کسب و کارش موفق باشد. همیشه خوب به حرف‌هایش فکر می‌کردم. انقدر غرق در حرف‌هایش می‌شدم که انگار گره ئر کار خودم افتاده است. بعد با هم دوباره مسئله را بررسی و تحلیل می‌کردیم تا جایی که به بهترین راه حل دست پیدا کنیم. صحبت‌های اآن روز مهندس مظاهری قلبم را آروم کرد. انگار دیگر هیچ غصه و نگرانی‌ای نداشتم. بحث اآن روز راجع به کوچ کسب و کار بود.

امروز سعی می‌کنم هر چه از کلاس ایشان یاد گرفتم را برایتان بنویسم، مطمئنم به درد شما هم می‌خورد و لذت خواهید برد

یک بیزینس کوچ کسب و کار دقیقا مثل یک دوست خوب است، دوستی که موقع چه کنم‌ها سراغش می‌رویم. و می‌گوییم دو تا فکر بهتر از یک فکر است و با هم فکر می‌کنیم، و چاره‌اندیشی می‌کنیم. دوستی که کاری با گذشته‌ی ما ندارد و فقط با توجه به شرایط موجود ما راهنمایمان می‌شود. دوستی که گره از کار ما باز می‌کند.

بیزینس کوچ تمام حرف‌های ما رو میشنوه، اما نه شنیدن معمولی، شنیدنی از نوع پرسش!

هر جمله‌ای که می‌شنود یک چرا از آن می‌سازد و می‌پرسد: «راه‌حل دیگری نبود؟» و با هر سوال ذهن را به چالش می‌کشد و تو در جواب می‌گویی: «چرا راه‌حل درستش این بود اما…!» از تو می‌پرسد: «اما چی؟» و خلا‌های کاری تو رو پیدا می‌کند و مکتوب می‌سازد. تا بتواند کاملا اوضاع را در دستش داشته باشد و چاره‌اندیشی کند. درست مثل کسی که سنگی را از سر راه یک رود برمی‌دارد و آن را به دریا می‌رساند.

کوچ کسب و کار به حرف‌های شما گوش می‌دهد، تا نقاط قوت و استعدادهایت را پیدا کند. آرزوهایت… رویاهایت…انگیزه‌ات از شروع این کسب و کار و پایان زیبایی که در انتظارش بودی. اما حالا، با یک چه کنم متوقفش کردی! او در نهایت می‌فهمد کجاها راه را اشتباه رفته‌ای و ناهماهنگی‌های کارت کجا بوده است. موانع رسیدن تو به هدف‌هایت را پیدا میکند. و همینطور نردبان‌های رسیدن تو به شرایط پیروزی را می‌شناسد و پیش رویت می‌اندازد. تو در کنار کوچ کسب و کار احساس امنیت می‌کنی و حس می‌کنی داری راه‌حل درستی را پیدا میکنی. که اگر تنها بودی هیچوقت این دروازه‌های پیروزی را نمی‌دیدی.

کوچ کسب و کار شما فکر می‌کنه اما به چی فکر می‌کنه؟
  • شاید اگه این درد و دل‌ها را برای مادرتان که عزیزترین فرد زندگی شماست تعریف کنید، به این فکر کند شما چقدر در شرایط سختی به سر می‌برید. و برایتان اشک بریزد، گریه کند و غصه بخورد، اما آیا با غصه خوردن راه‌حل پیدا می‌شود؟! شاید اگر این‌ها را به همسرتان بگودید نهایتا بگوید تو عرضه‌ی مدیریت کسب و کارت را نداشتی. تو آدم مسئولیت‌پذیری نبودی و وقتت را از دست داده‌ای و هزار سرکوفت دیگر! شاید اگر به همکارت بگویی که تجربه‌ی کافی در زمینه‌ی کاری تو دارد، در جواب بگوید: «اگر خواستی مغازه و اجناس را به حراج بگداری من به بالاترین قیمت بر می‌دارم چون تو با این شرایط دیگر نمی‌توانی ادامه بدهی…!»

اما کوچ کسب و کار که تخصصش در راهنمایی کردن است چه خواهد گفت؟ او بعد از این که خوب حرف‌های شما را شنید، حالا به موقعیت شما فکر می‌کند. کوچ کسب و کار می‌داند شما تنها چیزی که دارید همین لحظه است و شما همین حالا به کمک احتیاج دارید! او زمان رو صرف غصه خوردن و توبیخ شما به خاطر آنچه از دست دادید تلف نمی‌کند و تا میتواند ابزار کار در اختیارتان قرار می‌دهد. البته منظورم از ابزار چکش و میخ نیست. بلکه ابزاری است برای ذهن. ابزار میتواند  راهنمایی‌های حقوقی باشد؛ می‌تواند شخص باشه، میتواند تغییر مکان باشد، می‌تواند تغییر کالا باشد.

می‌تواند تغییر روند کاری باشه و صدها ابزار دیگر… . او به شما کمک می‌کند که بدون از دست دادن زمان به خاطر آنچه گذشت، با تمام وجود لحظه‌ی حال را دریابید. محکم بیاستید و بهترین تصمیم را بگیرید.

یک بیزینس کوچ، با شما صحبت می‌کند، اما نه از نوع صحبت کردن توبیخی، بلکه طوری صحبت می‌کند که به شما خودباوری می‌دهد

شما را صاحب اراده و قدرت می‌داند، شما را مسئول کامل زندگی‌تان می‌داند و شما را از اقیانوس نا آرام چه کنم‌ها به ساحل امن من می‌دانم و من می‌توانم‌ها می‌رساند این معجزه‌ایست که یک کوچ کسب و کار متخصص، در زندگی شما به تصویر می‌کشد.

کوچینگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *