راهکار های مفید برای کارمند خوب بودن

۷۷۳۲۶۱_۸۰۸

 امیر حسین مظاهری سیف :

سال های اولی که از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم علاقه ی وصف ناپذیر و تا حدی غیر قابل کنترلی  برای کار کردن داشتم. همیشه خودم رو برای رویارویی با موفقیت های شگفت انگیز آماده میکردم. به خودم یک لقب داده بودم و با افتخار به آن میبالیدم:

” موفق ترین جوینده ی کارهای خارق العاده”

بله ….. من واقعا این قدرت و توان را در خود میدیدم که با بهره گیری از انرژی و شور جوانی خودم، بهترین مشاغل را انتخاب کنم و در آن مشاغل به بالاترین قله های پیروزی دست پیدا کنم. اما یه مشکل کوچک وجود داشت که اگر تدبیری صحیح برای رفع آن نمی اندیشیدم  به مانعی بزرگ برای رسیدن به سرزمین موفقیتم مبدل میشد.

مشکل من اینجا بود که به دلیل فقدان تجربه و فقدان پختگی لازم جهت  ورود به دنیای پر زرق و برق مشاغل، نمیتوانستم نقشه راهبردی مناسبی برای رسیدن به موفقیتم ترسیم کنم. من نیروی جوانی و تخصص آکادمیک داشتم اما  تا به حال وارد فضای کسب و کار نشده بودم و این را به خوبی میدانستم که عدم وجود یک راهنمای مناسب و یک رهبر  مقتدر و با تجربه، مانعی بزرگ بر سر راهم هست و تا این مانع مرتفع نگردد شروع هر شغلی با شکست روبرو خواهد شد. اما در آن سن وسال احساس میکردم که با اتکا به خودم و علم ودانشی که کسب کرده ام میتوانم رهبر مقتدری برای خودم باشم. مدت زمانی شاید حدود چند هفته ذهنم به شدت مشغول شده بودم. مدام برای شروع یک کار جدید وسوسه میشدم اما تردید داشتم که به تنهایی قادر به اجرای موفق آمیز آن بشوم. برای همین پشیمان میشدم و دوباره به فکر فرو میرفتم. واقعا دوران سختی بود. به چشم خود میدیدم که دوران طلایی سنی برای من در حال گذر است و نمیتوانم فعالیتی مفید انجام دهم. روزها به سرعت سپری میشد تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم به سراغ اساتید دوران تحصیلم بروم. باید غرور جوانی را کنار میگذاشتم و از تجربه ی بزرگان رشته خودم استفاده میکردم. من تا آن موقع خودم را یک مدیر قاطع و مسلط به همه امور میدانستم و تلاش میکردم که این را به خود ثابت کنم که بدون احتیاج به یک راهنما میتوانم کارمندان زیر دست خود را مدیریت کنم. اما بعد از چند ماه تلاش بیهوده به این نتیجه رسیدم که برای مدیر خوب بودن باید اول کارمند خوبی باشی. به عبارت دیگر به طور مثال در حرفه ی سخنرانی در واقع اگر میخواهید سخنران خوبی شوید ابتدا باید شنونده خوبی باشید. این را خوب بدانید که هر فعالیتی دارای بخش های لازم و ملزوم یکدیگر است که عدم توانایی و مهارت در یک بخش باعث عدم بازدهی در بخش های دیگر خواهد شد. با شکل گیری این تفکرات سریعا به دانشکده محل تحصیلم مراجعه کردم و برای ملاقات با یکی از اساتید رشته خودم (که از بزرگان صنعت و کارآفرینی کشور محسوب میشود) آماده شدم. من چندین روز به دفتر ایشان میرفتم و مشکلات خودم را بیان میکردم. استاد هر روز مطالبی را یادداشت میکردند و به من میگفتند : بقیه بحث باشه برای فردا. من در تعجب بودم که ما هیچ بحثی توی این چند روز نداشتیم و من فقط حرف میزدم و ایشان بدون اینکه صحبت و یا راهنمایی خاصی بکنند فقط مطالب من را یادداشت میکردند. روز چهارم خودم را آماده کرده بودم تا از استاد بپرسم که اگر من مزاحم هستم و قرار نیست پاسخ سوالاتم را بگیرم طبق راهنمایی ایشان به جای دیگر و شخص دیگری مراجعه کنم. اما انگار حدسم درست نبود.  روز چهارم قبل از اینکه شروع به حرف زدن بکنم ایشان هر آنچه که لازم داشتم را ارائه دادند. به واقع ایشان یک روان شناس زبده و یک جامعه شناس فرهنگی قهار در رشته خود هستند. استاد با درنظر گرفتن توضیحات سه روزه من و سوالاتی که من در این ۳ روز پرسیده بودم و مقایسه انها با هم توانسته بودند معظل اصلی من را به طور دقیق شناسایی کنند. ایشان هم معتقد بودند که مشکل من این است که ابتدا باید یاد بگیرم که چگونه یک کارمند خوب باشم تا بتوانم یک مدیر خوب بشوم. لذا توصیه های طلایی و فوق العاده ای را به ذهن مشتاق من تزریق کردند.

وامروز…. من میخواهم آن توصیه های طلایی را به طور رایگان در اختیار شما قرار بدهم. زیرا مطمئن هستم که درصد زیادی از شماها مانند آن روزگاران من  نسبت به خطر پنهان ” خود مدیر بینی” شناخت و آگاهی لازم را ندار ید و به این موضوع هم توجه زیادی ندارید که بدون داشتن یک راهنما امکان شروع و توسعه موفق هر فعالیتی وجود ندارد.  پس با من همراه شوید تا ببینید چگونه میتوانید به عنوان یک کارمند نمونه ، موفق به جلب نظر مدیران خود شوید:

 ۱-رسالت کاری خود را به طور شفاف و دقیق مشخص کنید

شما باید در راه انجام وظایف کارمندی یک رسالت مشخص و روشن داشته باشید. به عبارت دیگر، نیاز به یک پس زمینه برای مدیریت تمام افکارتان دارید. به طور مثال بگویید: ” رسالت من این است  هر لحظه ام را طوری سپری کنم که در  ۵ سال بعد به خودم افتخار کنم. برای دستیابی به یک رسالت کاری مشخص باید از خود بپرسید که  چه چیزی از خودتان میخواهید؟ چه چیزی برای شما ارزش است؟ پاسخ ها را روی یک کاغذ بزرگ بنویسید و بر روی میز کارتان بچسبانید تا هر وقت خواستید کاری انجام دهید آن را در پس زمینه ذهنتان داشته باشید.

۲-زمان را قطعه طلای برگشت ناپذیر بدانید

زمان یار دونده ی مکان است و ناگزیر از کنارمان عبور میکند. به طور کلی شما فقط ۸۶۴۰۰ ثانیه در روز فرصت دارید که میتوانید استفاده کنید. کارمندان عادی که به روزمرگی و عدم بازدهی مناسب عادت کرده اند بیشتر وقتشان را صرف کارهای ناموثر و یا بدون بازده میکنند. کارمندان موفق و نمونه وقت شان را به شدت حرفه ای مدیریت میکنند. آنها آگاهانه از زمانشان استفاده میکنند و توازن را بین کار و زندگی عادی رعایت میکنند. شما هر ثانیه ای که میخواهید پشت سر بگذارید میتوانید آن را به یک لحظه تاثیر گذار بر زندگیتان یا یک لحظه ی بی اثر بر روی موفقیت تان تبدیل کنید, شما تنها و فقط این ۲ انتخاب را میتوانید داشته باشید.

۳-فعالیت هایتان را به ترتیب اولویت دسته بندی کنید.

اگر میخواهید عنوان کارمند نمونه را تصاحب کنید این جمله کلیدی را  همیشه به خاطر داشته باشید که ” نظم یعنی داشتن اولویت”.  شما اگر اولویت نداشته باشید چطور میتوانید نظم داشته باشید؟ اگر نظم نداشته باشید چطور میخواهید بهره وری خود را در بخش کاری خود بالا ببرید و از تمام لحظه هایتان نهایت استفاده را ببرید؟ چطور میخواهید بدانید کدام فعالیت سازمان شما را موفق میکند و شما را به عنوان یک کارمند نمونه مطرح میکند و از طرف دیگر کدام فعالیت شما  و سازمانتان را در همین جایی که هستید نگه میدارد؟ کارمندان موفق انرژی و وقتشان را به هیچ وجه صرف کارهای بیهوده و بدون بازده نمیکنند

۴-به سمت یاران همفکر گرایش پیدا کنید

افراد موفق،چه مدیر باشند چه کارمند،  بدنبال  همفکران و یاران هم سطح خودشان هستند.برای یک کارمند موفق این موضوع باید به شدت اهمیت داشته باشد که در رشته ی فعالیت خود زمانش را با چه کسی به اشتراک میگذارد. یک کارمند موفق میبایست به این موضوع دقت کند که آیا ارتباط و تبادل اطلاعات با همکارانی که در کنارش هست میتواند بازدهی شغلی او را افزایش دهد. این را همیشه به یاد داشته باشید که کارمندان موفق همکاران بازنده شان را جا میگذارند . آنها این را به خوبی درک کرده اند که  موفقیت و ثروت  پاداش خوبی برای کسانی است که در جستجوی آن هستند.

  1. ایده های خود را بدون ترس در اختیار مدیران قرار دهید

بسیاری از کارمندان ایده ها, نظرات و افکار خوب و جالبی دارند اما هیچ وقت جرات نمیکنند که به مدیر خود پیشنهاد دهند. چون بیم این را دارند که با مخالفت مدیر خود و متهم شدن به داشتن تفکرات ابتدایی و غیر خلاقانه محکوم شوند. اما این تفکرات کاملا غلط است. جمله زیر را یکجا نوشته و همیشه پیش روی خود قرار دهید:

تفکرات بزدلانه مانع موفقیت در هر فعالیتی میشود

پس آنقدر از خود بی اطمینان نباشید که با سهل انگاری ایده پردازی را نیمه تمام رها کنید. افراد موفق شاید ایده های بزرگی نداشته باشند یا افراد نابغه نباشند, اما ابتدایی ترین ایده ی خود را نیز عملی میکنند. آنها از خودشان مطمئن هستند و اعتقاد دارند که ممکن است موفق نشوند,  اما هرگز شکست نمیخورند.

  1. فقط و فقط به قصد فتح قله موفقیت پیش بروید نه کمتر

موفق ترین افراد در فضای ثروت آفرینی،  شغلی و اقتصادی کسانی هستند که  کلماتی مانند کم، اندک، کمترین، کوچک و کلماتی نظیر اینها را از دایره لغات محیط های کسب و کار خود حذف کرده اند. آنها از هر چیزی بیشترین و بهترینش را انتخاب میکنند. در واقع آنها با خود طوری عهد بسته اند که  خویش را محکوم به فتح بالاترین جایگاه های موفقیت میبینند و در راه رسیدن به هدف خود موانع را یکی پس از دیگری از بین میبرند.پس شما هم بخواهید که به عنوان یک کارمند به بالاترین جایگاه ممکن دست یابید و تا رسیدن به مقصود خود از خستگی حرف نزنید.

  1. حوادث و مشکلات را به نفع خود مدیریت کنید

اگر احساس میکنید که در محیط کار خود به مشکلات و حوادث غیر قابل پیش بینی برخورد کرده اید، حتی اگر شما عامل ایجاد   نبوده اید درصدد حل آن باشید نه پاک کردن صورت مسئله. اگر هم با قوی ترین پاک کننده ها مشکلات را محو کنید باز هم  نمیتوانید ردپای آنها را از محیط فکری خود  برطرف کنید. پس در هر شرایطی سعی کنید  به عنوان یک کارمند مسوول با معضلات مبارزه ی منطقی و منتج به پیروزی انجام دهید.  همیشه بهترین ها را برای خود بخواهید هیچوقت به شرایط اجازه ندهید بخواهد برای شما تصمیم بگیرد. باید اراده کنید و شرایط را عوض کنید, نباید اجازه دهید شرایط تصمیم شما را عوض کند.

در پایان توجه به این نکته خالی از لطف نیست که رسیدن به رشته کو ه موفقیت کار سختی نیست اما فقط تعداد معدودی میتوانند قلل این رشته کوه را فتح کنند. پس به خود متعهد شوید که بیشتر یاد بگیرید تا بتوانید بیشتر کمک کنید و بتوانید با بیشتر کمک کردن بیشتر ساختن را یاد بگیرید و به کسب بالاترین درجه پیروزی نائل آیید.

شب و روزتان عالی و آفتابی

 

The short URL of the present article is: http://pms.ir/LKWbg
به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
بدون نظر

پیام بگذارید