dontjudge

بازخورد بدون قضاوت، مهمترین کار یک کوچ است.

در کوچینگ ما از یک سری باورها و اصول تبعیت می کنیم که یکی از آنها قضاوت نکردن است. چرا به طور مشخص این اصل قضاوت نکردن را در اکثر کتاب‌های مربیگری و کوچینگ و تجربیات کوچ های حرفه ای به عنوان یک اصل جدایی ناپذیر این حرفه می شنویم؟ چه ایرادی دارد که ما مراجع خود را قضاوت کنیم؟

قضاوت کردن یا به معنای دیگر ارزیابی کردن، ساده ترین کار دنیاست. چرا که ما به طور ذاتی علاقه داریم که در حال مقایسه کردن خودمان با دیگران باشیم. مقایسه کردن همیشه در جهت منفی نیست گاهی هم ممکن است من قضاوت مثبت داشته باشم. وقتی من قضاوت می کنم یعنی من تو را بر اساس مدل ذهنی خودم جدا می کنم و سپس تو را ارزیابی می کنم. ارزیابی من الزاماً ممکن است اشتباه نباشد ولی من بی طرف نبوده ام. من سلیقه خودم را برتر از واقعیت در نظر گرفته ام.

نقطه مقابل قضاوت بی طرفی و مشاهده گر بودن است.

وقتی من مشاهده می کنم یعنی من به عنوان یک کوچ، فرد بی طرفی هستم که به تو کمک می‌کنم تا خودت را به عنوان مراجع از بیرون ببینی. رفتاری که از تو می بینم را به تو بازخورد می‌دهم و سپس نتیجه‌ی آن رفتار را به تو نشان می‌دهم. در کوچینگ قرار نیست که من مدل ذهنی خودم را به تو تزریق کنم. کوچینگ یک گفتگو است. گفتگویی که در آن مراجع حق دارد در آن احساس برابری کند، اما کوچ حق ندارد بگوید: حق با من است.

Untitled-1_auto_x2

چرا نباید در جلسات کوچینگ قضاوت کنیم؟

در کوچینگ، ما زمانی شاهد نتایج مطلوب خواهیم بود که خود مراجع بتواند به مرحله ای برسد که بخواهد تغییر کند. تغییر اولیه زمانی اتفاق می‌افتد که مراجع به شما به عنوان کوچ اعتماد می‌کند و شروع به صحبت می‌کند، اما هر گونه اشتباهی در فرایند گفتگو می تواند تمام اعتماد مراجع را به راحتی خدشه دار کند. یکی از این اشتباهات این است که بخواهیم حس خود را از گفته های مراجع به او انتقال دهیم که کار ساده ای نیست. مراجع ما ممکن است خودش، صدایش یا کلماتش ما را به یاد کسی بیاندازد که از او متنفریم یا حتی بر عکس ما را به یاد کسی بیندازد که به شدت او را دوست داریم و یا حتی ممکن است دلمان بسوزد و به سرعت بخواهیم به شکل مثبت یا منفی مراجعمان را قضاوت کنیم.

کافی است که چنین اتفاقی بیفتد و مراجع حس کند که مورد سرزنش قرار گرفته، یا بر فرض حس کند آدم زورگو یا بدجنسی است و همین حس کافی است که موضع دفاعی بگیرد و به ادامه روند کوچینگ علاقه ای نشان ندهد. چون شما را همانند کسی ندیده که او را باور دارید و می خواهید با تمام وجود به او کمک کنید. به طور کلی اگر قضاوت شما حس منفی به او بدهد، مراجع را به موضع دفاعی می برد و اگر قضاوت شما مثبت تر از واقعیت باشد او را به دنیای واهی می برد و آگاهی لازم برای او ایجاد نمی‌شود.

as

چه کنیم که قضاوت نکنیم؟

معمولاً قضاوت نکردن کار ساده ای نیست و ما به صورت روزمره عادت کرده ایم آدم ها را بر اساس قالب ذهنی خود ارزیابی کنیم و به آنها نمره نیز بدهیم. یک کوچ حتی اگر در کلامش نیز قضاوت را به زبان نیاورد مراجع به راحتی حس او را دریافت می‌کند. پس خیلی موضوع مهمی است و البته با مهارت بعد از مدت زمانی به دست می‌آید.

بنابراین راهی که می توان برای خلاصی از قضاوت در پیش گرفت این است که در زندگی روزمره نیز تمرکز خود را بر گفته های اطرافیان و دوستان و خانواده تان بگذارید و آنها را مشاهده کنید. رفتارها و نتایج رفتارشان را مشاهده کنید و سپس این راهکار را به جلساتتان وارد کنید. به رفتار آدم ها دقت کنید و تمام تلاشتان را بکنید تا تمرکز ذهنی خود را بالا ببرید. روش‌های مختلفی مانند مراقبه، خودآگاهی و … برای شروع می توانند کمک کننده باشند.

judge

تفاوت انتقاد و بازخورد
فرهنگ لغت وبستر کلمه «انتقاد» را به این صورت تعریف می‌کند:

برای در نظر گرفتن شایستگی و ناشایستگی و قضاوت بر اساس آن: ارزیابی برای پیدا کردن خطا یا اشاره به مشکلات موضوع

و کلمه «بازخورد» این گونه تعریف شده است:

انتقال اطلاعات ارزشمند یا اصلاح‌کننده در مورد یک اقدام، رویداد یا فرآیند به منبع اصلی یا کنترل‌کننده آن و همچنین: اطلاعات منتقل شده

در نگاه اول، تعاریف شبیه به نظر می‌رسد. در اینجا می‌بینید که چرا نیستند و چگونه می‌توانید این تفاوت‌ها را تشخیص دهید:

الف) تمرکز بر روی نیت
در حالی که کلمه “ارزیابی” در هر دوی این تعاریف دیده می‌شود، تنها تعریف انتقاد شامل کلمات “قضاوت” و “خطا” است. در عین حال، فقط تعریف بازخورد شامل کلمه “اصلاح‌کننده” است. هم رهبران موثر و هم رهبران ناکارآمد شرایط را ارزیابی می‌کنند و بررسی می‌کنند که چه اتفاقی افتاده است، اما تنها رهبران موثر قصد (نیت) دارند به مردم کمک کنند که به جلو حرکت کنند. رهبران ناکارآمد شاید بخواهند که به مردم برای پیشرفت به جلو کمک کنند، اما ذهن‌شان با پیدا کردن مقصر از پیش بسته شده است. آیا شما بیشتر  مایل به کمک کردن هستید یا سرزنش کردن؟

ب) مهربان بودن
ژاپنی‌ها یک اصطلاح دارند که به معنی “به چالش کشیدن با عشق” است. یک رهبر باید قلب خود را برای عموم افرادی که آنها را رهبری و منتور می‌کند، باز کرده و از آنها مراقبت کند. احساسات درونی ما درباره فردی که در حال توسعه دادنش هستیم، به صورت کلامی و رفتاری بروز می‌یابد. وقتی من با کسی مواجه می‌شوم که به سختی می‌توانم با او ارتباط برقرار کنم، چیزی که اغلب از خودم می‌پرسم این است که: “چه نکته‌ای می‌توانم در مورد این شخص برای دوست داشتن پیدا کنم؟” اگر بتوانم پاسخ به این سوال را پیدا کنم، عملکردم در برخورد با او بهبود زیادی می‌یابد. آیا شما توانایی پیدا کردن چیزهایی که دوست دارید در مورد افرادی که رهبری می‌کنید را، دارید؟

ج) حرکت رو به جلو
رهبران موثر به جلو نگاه می‌کنند و افراد را توسعه می‌دهند که به همه کمک می‌کنند تا به یک چشم‌انداز مشترک دست یابند. آنها تنها زمانی به گذشته نگاه می‌کنند که از اطلاعات و درس‌های گذشته بتوانند برای بهبود وضعیت آینده استفاده کنند. در حالی که گذشته نقطه شروع خوبی برای بسیاری از جلسات بازخورد است، بهترین رهبران به سرعت به تمرکز بر آینده توجه کرده و تمرکز اصلی خود را بر موضوعاتی مانند این موارد می‌گذارند: چه درسی آموخته شده است و همه طرف‌های مساله چه کارهایی باید پس از این انجام دهند؟ آیا درباره آینده بیشتر از گذشته صحبت می‌کنید؟

464464646

اگر همواره به سه سؤال بالا پاسخ مثبت بدهید، همه چیز درست است. اگر پاسخ شما به سوالات بالا بیشتر نه باشد، احتمالاً در شرکتی مشغول به فعالیت هستید که هنوز در آن انتقاد نقش مهمی دارد.

برای گرفتن تاثیر بهتر از روش بازخورد، این هفته یک اقدام جدید انجام دهید و یکی از سه راه بالا را امتحان کنید. برای انجام این تغییر چه اقداماتی باید انجام دهید؟

۴.۲/۵
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin