باورهای محدود کننده

باورهای محدود کننده، جلوی پیشرفت را می گیرد!

باورهای محدود کننده چیست؟
باورهای محدود کننده مجموعه ای باورهایی هستند که از طریق افکار غالب تکرار شده و به باوری تبدیل شده و در نهایت به ناکامی مبدل می شوند.
منظور از باورها همان فکرهای تکراری هستند که در طول روز بارها و بار ها به ذهن ما خطور می کند و ما را به فکر فرو می برد . فکری که نهایت هدف آن ناکامی و شکست می باشد.
افکار محدود کننده از ذهن ما ساخته می شود، در صورتی که هیچ محدودیتی در جهان آفرینش وجود ندارد و برای همه افراد به همان اندازه که بخواهند همه چیز موجود می باشد. افکار و باورهای محدود کننده سبب انتقال ارتعاشات ذهنی منفی می شوند وهمین امواج ارتعاشات منفی ذهن ما موجب ایجاد مانعی بسیار بزرگ در برابر رسیدن به اهداف و آرزوها می باشد، باعث می شود اصلا به خودمان زحمت حرکت دادن به سمت اهداف ندهیم و صرفاً جهان را محدود ببینیم.

عوامل سازنده باورهای محدود کننده

الف) عوامل محیطی موثر بر باورهای محدود کننده
بسیاری از باورهای غلط و منفی از همان دوران کودکی در محیط خانواده، مدرسه و یا اجتماع شکل می گیرد. جملاتی مثل تو نمی توانی، تو خیلی ترسو هستی، تو آدم ضعیفی هستی، تو بی عرضه ای، همیشه خرابکاری می کنی، اینها جملاتی هستند که شاید اکثر افراد به کرات در دوران کودکی از خانواده یا همکلاسی ها یا معلم خود شنیده باشند. مغز در دوران کودکی چون در حال رشد است آمادگی پذیرش هر حرف و عمل را دارد که به صورت فیلم در مغز ثبت و ضبط می‌شود و در ضمیر ناخودآگاه شخص قرار میگیرد و در آینده کودک تاثیر زیادی می گذارد و به باورهای منفی بازدارنده تبدیل می گردد.

Untitled-1_auto_x2

ب) خود کم بینی
بسیاری از ما خودمان را محقق زندگی خوب، پول، موفقیت، شغل های با درآمد بالا و اساساً شرایط اجتماعی خوب نمی دانیم. چرا که فکر می کنیم این ها همه متعلق به افراد دیگر است و ما توانایی و شایستگی رسیدن به آنها را نداریم و در واقع باور نداریم که ما هم می توانیم زندگی سرشار از آرامش، موفقیت و جایگاه خوب اجتماعی داشته باشیم.

ج) نداشتن مهارت
یکی از عواملی که باعث می شود که از انجام کاری مایوس و ناامید شویم، نداشتن اطلاعات کافی در رابطه با آن موضوع است و همین باعث می شود که فکر کنیم ما نمی‌توانیم آن کار را انجام دهیم. در صورتی که نداشتن اطلاعات را می‌توان با تحقیق و یادگیری آن موضوع حل کرد.

 

چگونه می توان باورهای محدود کننده را شناسایی کرد؟
روش بسیار ساده ای برای تشخیص باور های محدود کننده وجود دارد. باید سری به وجود خودمان برنیم و با برداشتن یک قلم و کاغذ فکر کردن و گفتگو با خودمان باورهایی که فکر می کنیم محدود کننده هستند و فعل نتوانستن و ناکامی را دارا هستند یادداشت کنیم و با آنالیز کردن فکر مثبت مقابل آن را جایگزین کنیم. مثالی ساده : ” من نمی توانم این کار را انجام دهم، چون… “.
به یاد داشته باشید هر وقت در جملات و کلمات خودتان از عبارات ”اما” و ”چون” یا ”زیرا” استفاده کردید، علائم خطری است برای شما این جای کار است که شما باید بدانید باورهای محدود کننده را به کار گرفتید.

234

چگونه باورهای محدود کننده را نابود کنیم؟
ما تا اینجا به شناسایی باورهای محدود کننده پرداختیم و با باورهای محدود کننده آشنا شدیم. حال می خواهیم به این مسئله بپردازیم که چگونه باورهای منفی و محدود کننده را به باورهای مثبت تغییر دهیم. برای تغییر باورهای محدود کننده و منفی به باورهای مثبت و غیر بازدارنده راههای مختلفی وجود دارد که در ادامه به بررسی این راهکارها می پردازیم.

الف) بازیابی ذهن:
درست است که محیط زندگی دوران کودکی ما باعث ایجاد باورهای محدود کننده در ضمیر ناخودآگاه ما شده است، اما باید بدانیم که این باورها با تمرین و تکرار قابل تغییر هستند. کافی است که هر شخصی با توجه به محیط پیرامون خود بداند که چه باورهایی برایش محدودکننده هستند. بنابراین در هر سنی که هستید کافی است به این باور برسید که می‌خواهید تغییری اساسی در زندگی خود ایجاد کنید و سپس می توانید با تکرار و تمرین باورهایتان را از منفی به مثبت تغییر دهید. برای این کار، مطالعه کتاب “اثر مرکب” اثر معروف “دارن هاردی” را مطالعه نموده باشید که در مورد تغییر عادت‌های غلط و منفی به عادت های درست صحبت می کند.

ب) به دست آوردن دانش و مهارت در زمینه مورد نظر

همانطور که گفتیم، یکی از عواملی که باعث می‌شود احساس شکست کنید و باور کنید که نمی توانید، نداشتن اطلاعات کافی در زمینه هدف است. اما این نیز راه حل دارد. شما می توانید در دوره‌های آموزشی مرتبط با مهارت مورد نظرتان شرکت کنید و یا کتاب‌هایی در رابطه با آن مطالعه نمایید تا اطلاعات کافی در این زمینه به دست آورید.

ج) افکار مثبت جایگزین پیش‌بینی های منفی
شاید برای بسیاری از ما اتفاقاتی افتاده باشد که خود را دست کم گرفتیم. ضرب المثل معروفی هست که می‌گوید از هر چه بترسیم به سرمان می‌آید. این نتیجه افکار و باورهای منفی ما می باشد. چون دنیا متشکل از امواج است و هرچه را به کائنات بدهیم همان را دریافت می کنیم. بنابراین راه کار ساده ای که وجود دارد این است که به جای آن افکار منفی، افکار مثبت را جایگزین کنیم. زندگی کردن در رویای اتفاقات آینده، باعث جذب افکار و باورهای مثبت می شود. بنابراین سعی کنید در رابطه با اتفاقات زندگیتان تا جایی که می‌توانید رویاپردازی کنید و نگرانی از بابت اتفاقی که هنوز رخ نداده نداشته باشید.

د) کمک گرفتن از یک کوچ
توانایی انسان ها خیلی زیاد است و اگر بخواهیم واقعیت را بیان کنیم، توانایی انسان ها بی نهایت است. اما باورهایی که برای افراد شکل گرفته است، این توانایی را محدود می کند. مربی می خواهد به این باورها نفوذ کند و با نشان دادن این باورها به فرد توانایی ها را گسترش دهد و به فرد خودش را با یک قدرت بی نهایت نشان دهد.
کوچینگ بر این باور است که فرد نیازی به اطلاعات بیشتر ندارد و خودش پاسخ سوالات را دارد. مهم ترین وظیفه یک کوچ این است که فرد را به پاسخ سوالی که دارد هدایت کند. اگر باور فرد نسبت به خودش، نسبت به جهان هستی، نسبت به مسئله و چالش و نسبت به خدای مهربان تغییر کند، خروجی ها و نتایج تغییر می کنند.

434

تمام تمرکز کوچینگ نفوذ به باورها است
اگر فرد به باورهای خودش آگاه شود و به صورت ارادی باورهای جدیدی که به او کمک می کند انتخاب کند، کوچینگ به هدف خود رسیده است. تمام تلاش کوچینگ این است که باورهای مراجع را بشناسد و با گوش دادن موثر و بازخورد دادن به فرد کمک کند که باورهای محدود کننده خود را تغییر دهد. تغییر باورها باعث تغییر هویت و شخصیت فرد می شود و زمانی که شما تبدیل به یک فرد دیگر شوید نگاه شما، باور های شما و نتایج شما تغییر می کند.

نتایج فرد رابطه مستقیم با باورهای فرد دارد. بنابراین کوچینگ تمام تلا ش خود را می کند که با شناسایی باورهای فرد و تغییر  آنها نتیجه و دستاورد فرد را تغییر دهد. کوچینگ علم تغییر است و تغییر را در عمیق ترین لایه ایجاد می کند. پس با کوچینگ در زندگی خود بدرخشید.

۴.۲/۵
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin