برند استوری روایتی از چالش ها و ایستادگی ها

تکنیک طلائی فروش مدرن

برند استوری ، یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود. داستان شرکت ما از آنجا شروع شد که…

آیا اصلا مهم است که داستان کسب و کار ما از کجا شروع شده است؟

تحقیقات دانشگاه استنفورد نشان میدهد که بسیاری کسب و کارهای موفق توانسته اند با داستان برند بر ذهن مخاطب اثربگذارند.

حالا برای شما مهم است که آیا برندتان روایتی جذاب دارد؟ مشتریان شما چه داستانی را در مورد شما نجوای می کنند؟

اکنون با یکی از مهترین تکنیک های فروش مدرن  آشنا شوید.

گاهی اوقات آننقدر درگیر مسائل و اتفاقات روزمره می شویم که فراموش می کنیم کجا بودیم و به کجا قرار بود برسیم…

درحالی که شروع ماجرا همیشه  برای ما تابلویی است تامرتب به ما نهیب بزند و بگوید:

هی..! تو! اینجا بودی ها! تو این بودی ها! «یادت نره از کجا شروع کردی تا به اینجا رسیدی!»

اما سخت است…سخت!

گاهی چقدر بخاطر آوردن بعضی ماجراها، سخت می شود و گاهی حتی قدرت بیان آن را هم برای دیگران نداریم.

تصور می کنیم اگر مردم از گذشته ی ما باخبر شوند، دیگر ارزش و احترام فعلی را نخواهیم داشت.

اما آیا واقعا اینطور است؟!

نه! این تصور غلط است! چرا که اگر در برند استوری مخاطبین بدانند که شما چه سختی­ها و مشقاتی کشیده اید تا به اینجا برسید

و بتوانید حداقل خدمتی به دیگران و نسل های آینده کرده باشید خیلی برایشان جذاب تر و قابل احترام­تر خواهید بود

و حتی کالا و خدمات شما نیز برایشان با ارزش تر خواهد شد.

یکی از بچه های ثروت آفرینان که دربازار کار خودش بسیار موفق بود نقل می کرد:

کارگاه نجاری

یادم می آید، بچه که بودیم، شبهای زمستان که همگی دور کرسی جمع می شدیم، پدر بزرگم داستان کسب و کارش را با هیجان برای ما تعریف میکرد.

از شروع کارش می گفت؛ از آرزوهاش و اتفاقی که باعث شده بود آن کارگاه کوچک نجاری را راه بیاندازد.

تعریف می کرد که چقدر دلش میخواست همه‌ی خانه‌ها درب‌های محکم و امن داشته باشد تا هیچ دزد نابکاری نتواند وارد حریم مردم شود.

دلش می خواست همه در آرامش زندگی کنند.

و از آن شب وحشتناک می گفت، شبی که دزدها کارگاهش را به آتش کشیدند، و چالش هایی که بعد از آن برایش بوجود آمد.

رفتنش به زندان بخاطر بدهی های که بعد از سوختن کارگاهش به بار آمده بود.

از توهین و توبیخ های اطرافیان که باید این کار را رها کنی و از سماجتش برای رسیدن به هدف و خواسته هاش می گفت.

و من در آن لحظات چقدر احساس غرور میکردم و به خودم بخاطر داشتن چنین پدربزرگی می بالیدم

و همینطور حالاچقدرآن کارگاه نجاری که الان تبدیل به یک «کارگاه بزرگ ساخت درب های ضد سرقت» شده برایم با ارزش تر می شود.

شاید شما هم مایل باشید قصه ی کسب و کار خود را  بنویسید.

تا بعدها نوه هاتون و همین طور مشتر­ی های تان آن را بخوانند، لذت ببرند و به خدمات شما افتخار کنند.

التبه گفتم که برند استوری یکی از روشهای  فروش است.

 چگونه برند استوری بنویسیم

البته فراموش نکنیم برای نوشتن یک برند استوری جذاب، باید نکاتی را رعایت کنیم، در غیر اینصورت برای کسی جالب نخواهد بود.

فرض کنید اگه داستان شرکت شما مثل تاریخ خشک و بی احساس نوشته شده باشد،

و فقط اطلاعاتی را مخابره کرده باشید، خواندنش چقدر میتواند برای دیگران جالب باشد!

بخاطر داشته باشیم، نوشتن داستان برند هم مثل تمام کارهای دیگر نیاز به چهار چوب و ابزاری برای نوشتن دارد.

برای نوشتن داستان برند چه ابزاری لازم است؟

هر داستانی شامل ۳ بخش است.

  1. شرایط موجود
  2. مسئله
  3. حل مسئله

این ساختار اولیه ی داستان ما است که باید جزء به جزء با تمام تناقضات و احساسات درونی که در آن لحظه داشته ایم روی کاغذ بیاریم.

 1.شرایط موجود

وقتی میخواهیم شرایط  آن لحظه را  توصیف کنیم، باید به جزئی ترین اتفاقات اشاره کنیم.

مثلا بگوییم چند ساله بودیم، چندتا بچه در خانواده بودیم، شغل پدر مادرمان چه بود، سبک زندگی شان چه بود،

تحصیلاتمان چقدر بود، اوضاع مالی مان در چه حدی بود، چه کمبودهایی داشتیم، چه توقعاتی داشتیم،

خصوصیات خاصمان چه بود، برخورد دیگران با ما چطور بود، دیگران از ما چه انتظاراتی داشتند،

چه آرزوهایی داشتیم، چه احساسی داشتیم، بهترین دوستانمان چه کسانی بودند و چه کسانی مخالف کار ما بودند را توضیح بدهیم.

اینجا می توانید از تکنیک استینگر که در سمینار نوابغ فروش آموختید استفاده کنید.

بعد از توصیف کامل، حالا وارد مرحله ی بعد می شویم.

  2. مسئله

همیشه وقتی تصمیم میگیریم کاری را شروع کنیم موانع و مسائلی سر راه ما قرار میگیرند که این موانع می توانند درونی یا بیرونی باشند

توصیف موانع با تمام جزئیات میتواند داستان ما را هیجان انگیز کند.

افراد جسور و شجاع بجای دست و پنجه نرم کردن با موانع، و بجای ترسیدن و عقب کشیدن،

به سمت موانع می روند، یا آنها را حل می کنن و یا بر آنها غلبه می کنن.

اما فراموش نکنیم که بازیگر نقش اول این روایت شرکت ما نیستیم.

بازیگر نقش اول برند استوری

فکر میکنید بازیگر نقش اول داستان برند چه کسی است؟

شما حتما علتی برای راه اندازی این بیزینس داشته اید و قطعا علت آن فقط کسب درآمد نبوده است،

چون اگر بگویید من اینهمه سختی کشیده ام و جنگیده ام فقط بخاطر اینکه پول دربیارم،

هیچکس داستان برند شما را نخواهد خواند و خدمات شما ارزشی برای مشتری نخواهد داشت.

نکته مهم داستانهای برند موفق این است : مشتری نقش اول برند استوری شما است

بازار هدف شما باید حوادث مرتب خودش را در داستان حس کند، و احساس کند تمام این زحمتها بخاطر خدمت بیشتر به او بوده،

قطعا نظر دیگری ای نسبت به محصول شما خواهد داشت.

  3. بخش سوم حل مسئله

در بخش سوم برند استوری مسائلی بر سر راه کارآفرین قرار می گیرد که او با حفظ آرامش و پشتکار با آنها مقابله می کند و بر مشکلات و مسائل فائق می آید.

در این بخش باید به تمام مسائل و مشکلات جسمی، روحی، درونی و بیرونی اشاره کرد و راه حل آنها  را توضیح داد.

خواندن این چالش و حل چالش ها برای مشتری جالب و لذت بخش خواهد بود.

در زیر نمونه ای از داستان برند استیو جابز آمده که می توانید سه بخش بالا را در آن بررسی کنید.

استیو جابز در ۲۴ فوریه سال ۱۹۵۵ در سان‌فرانسیسکو، کالیفرنیا به دنیا آمد.

پدر و مادر او دانشجو بودند، آنها سرپرستی استیو جابز را به زوج دیگری سپردند.

استیو فردی باهوش  اما بی هدف بود که آرزوهای زیادی داشت، در آن زمان او به طور غیر رسمی در برخی کلاس ها حاضر می شد

و زندگی اش را با غدا خوردن مجانی در معبد کریشنا و برگرداندن قوطی های نوشابه در ازای پول می گذراند.

پدر خوانده ی استیو در پارکینگ خانه روی قطعات الکترونیکی کار می‌کرد.

پل به پسرش یاد می‌داد که چطور قطعات الکترونیکی را از هم جدا و دوباره آنها را سر هم کند.

این سرگرمی، اعتماد به نفس، سرسختی و توانایی کار با قطعات مکانیکی و الکترونیکی را به استیو می‌آموخت.

استیوشخصیتی کمال طلب و روحیه ی محکمی داشت. به این دلیل شرکت اپل (سیب) نامگذاری شد.

او اعتقاد داشت، سیب «زنده، شوخ و آرام بخش» است.

جابز معتقد بود در حین شرکت در یکی از کلاس های خوشنویسی، چیدمان حروف و شکل فونت به او الهام شده است.

او در ابتدا در یک شرکت کامپیوتری آتاری کار می کرد، اما پس از گذراندن یک دوره ی حرفه ای فوق العاده موفق شد

به همراه دوست دوران کودکی اش که متخصص الکترونیک بود به نام «استیو وزنیاک»، شرکت کامیوتری اپل را تاسیس کند.

با این وجود ، محصولات بعدی اپل نیز معایب زیادی در طراحی داشتند که باعث نارضایتی مشتریان شده بود.

عاقبت، شرکت IBM توانست از اپل پیشی بگیرد. از آن به بعد شرکت اپل باید در دنیای تجارت با این شرکت رقابت می‌کرد.

بعد از نوآوری هایی که استیو جابز در اپل داشت، بین او و سایر کارکنان اپل اختلافاتی ایجاد شد.

جابز که به لقب پدر بزرگ انقلاب دیجیتال مشهور شده بود، موفق شد برای همیشه روند استفاده از صنایع الکترونیکی را تغییر دهد.

سال ۱۹۸۵ ، جابز از پست مدیریتی خود استعفا داد و از اپل خارج شد.

بعدها در مورد این اتفاق می گوید:

«استعفاء دادن از اپل یکی از بهترین اتفاقاتی بود که افتاد.»

در سال ۲۰۰۳، جابز متوجه شد سرطان لوز‌المعده دارد، رژیم گیاه‌خواری را سریعا شروع کرد.

جابز نیاز به عمل جراحی داشت اما آن  را ۹ ماه به عقب انداخت.

با این کار، هیئت مدیره نگران شدند  که مبادا سهامداران با شنیدن خبر بیماری مدیرعامل شرکت، سرمایه‌های خود را بیرون بکشند.

او بیماری خود را فاش نکرد. در سال ۲۰۰۴، جابز تومور را خارج کرد و حال او مساعد شد.

جابز در زمان مرگ ثروت خالصی حدود ۸.۳ میلیارد دلار داشت اما تاثیر او بر بسیاری از نسل های بعدی دنیای دیجیتال قابل شناسایی خواهد بود.

درست است که فقر میتواند یک انگیزه ی مهم برای کسب و کار باشه اما نمیتواند هدف راه اندازی و ادامه ی کسب و کار باشد.

دیدگاه استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در سخنرانی معروفش در دانشگاه استنفورد  درباره  مرگ و زندگی و کوتاهی عمر:

«همین که فکر می‌کنم به زودی می‌میرم، مهم‌ترین ابزاری است که کمکم می‌کند بهترین گزینه‌ها را انتخاب کنم»

 

خب حالا نوت بوک خود را بردارید و شروع کنید.

برای اینکه داستان شما جذابیت خود را صد چندان کند در گرامر و خوانایی آن و همچنین در انتخاب واژه های طنزآلو دقت کنید.

آخر داستان را باز بگذارید تا مشتری همیشه با شما همراه باشد و این ارتباط زیبا قطع نشود.

چند نمونه داستان برند دیگر برای شما اماده کرده ایم.

 

 

پست های مرتبط

مسئولیت اجتماعی شرکتی

مسئولیت اجتماعی شرکتی ( CSR )

مسئولیت اجتماعی شرکتی چیست؟ مسئولیت اجتماعی زمانی که در حوزه شرکت‌ها تعریف شود، (CSR) نامیده می­‌شود. که مخفف (corporate social responsibility)  یعنی تعهدات و وظایفی که شرکتی در برابر جامعه انسانی دارد. به این مفهوم که سازمان علاوه بر...

ادامه مطلب
ایده هاتو به پول تبدیل کن

تجاری‌سازی ایده، تبدیل ایده به پول

تجاری‌سازی ایده، تبدیل ایده به پول، «قسمت دوم» آخرین جمله مهندس مرتب در گوشم زنگ می‌زد؛«کسی که برای تبدیل ایده‌اش به پول اقدامی نمی‌کند، بی‌مسئولیت است». در مسیر مرتب ایده‌هایی که به ذهنم خطور کرده بود اما بی‌اهمیت از...

ادامه مطلب
رویاهاتو دنبال کن

تبدیل ایده به پول، رویاتو دنبال کن!

تبدیل ایده به پول ، اگه تو به فکر رؤیاهات نباشی پس کی قراره باشه؟! نمی‌دانم چرا هر بار که این را تجربه می‌کنم گیج و منگ می‌شوم. باز هم  یک سوال مانند زلزله ۷ ریشتری من را تکان...

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثروت آفرینان (باشگاه ملی جنگنده‌های اقتصادی ایران)

موسسه آموزش عالی ثروت آفرینان پارس با مدیریت مهندس امیرحسین مظاهری نزدیک به سه دهه فعالیت علمی و تخصصی در زمینه های کسب و کار و تکنیک های فروش، کارآفرینی و سخنوری، مدیریت منابع انسانی و مدیریت زمان، تحلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی روز داشته است. و تا امروز رسالت خود را در آموزش و تعالی کسب و کارهای جامعه دانسته است تا بتواند به نوبه خود در خدمت جامعه و فعالان اقتصادی باشد.

26403740 021
مشاوره و پشتیبانی 24 ساعته در واتساپ: 09104394947
آدرس: تهران، شریعتی، ابتدای میرداماد، پلاک 4،طبقه 3
logo-samandehi

کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه آموزش عالی ثروت آفرینان پارس می‌باشد.