با رقیب سرسخت چگونه مذاکره کنیم

0 11

با رقیب سرسخت چگونه مذاکره کنیم

 

به نام آنکه خود کارآفرین است هم او که رازق و خالق ترین است. سوال دیگری که پرسیده می شود این است؛ ما زمانی که مقابل یک رقیب قرار می گیریم رقیبی که سرسخت هم است.

رقیب سرسخت

 ما مقابل یک خریدار یا یک تامین کننده هستیم و یک رقیب سرسخت هم داریم. می خواهیم کالایی را بفروشیم که رقیب ما یک پیشنهاد خیلی قوی دارد.

ما یک استارتاپ نو پا هستیم و رقیب ما یک آفر خیلی عالی را دارد. حالا باید در مذاکره کردن چه کاری را انجام بدهیم. اول از همه یادتان باشد هیچ وقت در تنگنای آفر قرار نگیرید.

رقیب سرسخت

تنگنای آفر

 

تنگنای آفر زمانی است که شما احساس می کنید از گردونه در حال خارج شدن هستید و باید یک امتیاز را بدهید. به خاطر اینکه رقیب شما یک امتیازی داده شما هم باید یک امتیازی را بدهید.

این را یادتان باشد زمانی که شما می افتید در گردونه امتیاز دادن عموما برنده، طرف مقابل شماست. این یک روش کهنه و قدیمی است. شما را مقابل یک فرد تامین کننده دیگری قرار بدهند و پی در پی شما امتیاز می دهید و طرف مقابل امتیاز می دهد.

چه کاری کنیم؟

 

چه کاری کنیم! قرارداد را از دست بدهیم. اصلا این اتفاق قرار نیست بیافتد. زمانی که مشتری شما پیشنهاد رقیب شما را مطرح می کند یک پیشنهاد خیلی عالی را مطرح می کند، از خودتان سوال کنید مزیت شما چیست ؟

بسیاری از اوقات ما اینجا مشکل داریم. ما بدون مزیت وارد یک قرارداد، بیزینس و کسب و کار می شویم. حالا می خواهیم با آفر و امتیاز دادن زنده بمانیم؛ یعنی به مرگ تدریجی از بین می رویم.

تنگنای آفر

رفع نیاز مخاطب

 در جنگ آفر خصوصا آفر قیمت یادتان باشد. دنبال مزیتی یا چیزی که نیاز  مخاطب شما را رفع می کند بگردید. چه چیزی را شما به عنوان آفر یا مزیت می توانید مطرح کنید که مخاطب شما را راضی کند که طرف مقابل شما نتواند این کار را انجام بدهد.

مثال: چیزی که زیاد اتفاق می افتد من در این هیات های تجاری بسیار دیده ام این است که مخاطب شما یک شرکت معظم است. شما یک استارتاپ هستید این یعنی چی؟

پرسش و پاسخ مربوط به متقاعد کننده فوق ستاره : قسمت اول

خلاقانه رفتار کنید

یعنی شما چابک هستید و آنها بزرگ هستند. آنها های لارکی عظیمی دارند و شما چابک هستید یعنی شما می توانید خلاقانه رفتار کنید. این را باید بهش فکر کنید این چیزی نیست که نسخته داشته باشد.

 این را یادمان باشد که مذاکره اصلا نسخه ای نیست. شما نیاز به این دارید بر اساس آن اتفاقی که می افتد طرح داشته باشید و طرحتان را پیش ببرید. براساس همان کلامی که سر میز مذاکره گفته می شود این کار را انجام بدهید و گرنه باختید.

کمترین هزینه

من چه چیزی دارم برای ارائه دادن؟ اگر چه چیزی را ارائه کنم خودم کمترین میزان هزینه را دارم و مخاطبم بیشترین میزان سود را می برد. این خیلی مهم است که مهارت های کلامی شما به جای امتیاز دادن کار بکند و وعده بدهید وعده های انجام شدنی.

وعده ها

وعده های باز که قابل تقسیم و ترسیم شدن است. این قابلیت را دارد که شما در زمان مناسب و درست تقسیم کنید و به یک نقطه خیلی خوبی برسانید.

 پس یادمان باشد هیچ وقت در تگنای آفر قرار نگیریم. اگر امتیازی یا مزیتی دارید بر همان و نیاز مخاطب تکیه کنید و خلاقانه جلو بروید. در بازی امتیاز دادن شما به مرگ تدریجی از بین خواهید رفت نه یک دفعه .

 

روزیتون هزار برابر.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.