سبد خرید
هیچ محصولی در سبدخرید نیست.
100% پرداخت مطمئن!
0

سرمایه گذاری روی خود، یک معامله پرسود

فهرست مطالب

رؤیایی در بیداری

وقتی از سرمایه گذاری روی خود، حرف می زنیم، از چه حرف می زنیم؟ از یک معامله پرسود؟ یا یک رویای دور؟

ما درگیر رؤیاهایمان هستیم. رویا، چیزی نیست که رهایمان کند. رؤیای یک زندگی خوب داشتن.

خانه و ماشین و شغل و امنیت اقتصادی و روانی و جایگاه اجتماعی داشتن. و با تمام اینها، آرامش داشتن..

این رؤیای مشترک همه ماست.

 

رؤیای بی برنامه، کابوسی در آینده

رؤیای آدم های زیادی در سراسر دنیا همین است. فقط ما در اقلیم های مختلفی به دنیا آمده ایم، امکانات مختلفی داریم و توان های متفاوتی.

شاید به خاطر درک همین تفاوت هاست که بهانه ها شروع می شود:

« من هم اگر تو این خانواده بودم، می توانستم به همه جا برسم. من هم اگر این قدر پول داشتم، همه کار می کردم، من هم اگر…»

اگر و شاید و امایی که به هیچ نتیجه ای ختم نمی شود الّا حسرت و حسادت و روزگار تلخ.

گذشته تلخ

حالا فرض بگیرید که می شود حق انتخاب داشته باشید. دو صحنه واقعی از دو زندگی را به شما نشان می دهم. و شما می توانید گزینش کنید.

  1. گذشته.

یک خانواده هشت نفره به شدت فقیر در حومه مشهد که به خاطر همین فقر ناچار به مشهد مهاجرت می کنند. برای برطرف کردن گرسنگی، آجر به شکم می بندند. مادر خانواده، وقت‌هایی که بعد از دو سه روز دیگر امیدی برای مهیا کردن شام ندارد، بچه ها را می‌برد دور میدانی به اسم «عدل پهلوی» و می‌گوید بعضی از علف‌های دور این میدان خوردنی هستند! درواقع بچه‌هایش را می‌برد چرا! برای این‌که شب از زورگرسنگی توی آن اتاق ١٢متری بی تابی نکنند.

بچه هفت ساله ناچار است روزنامه بفروشد تا شب غذایی برای خوردن داشته باشند. در عین حال زندگی کردن با مادری که مجبورش می کند همان روزنامه ها را بخواند و چیزی بنویسد که توی روزنامه چاپ شود. و با وجود این که پول کارکرد یک روز، معادل کل سرمایه و سود است، همه را به زن کولی کنار خیابان می بخشد.

آینده روشن

  1. آینده.

صاحب سه شرکت و کارخانه هستید. 400 نفر به صورت مستقیم و 4000 نفر به صورت دورکاری و غیرمستقیم زیر نظر شما کار می کنند.

کاری انجام می دهید که دوست دارید. مفید و قابل احترام هستید. مدرک دکترای اقتصاد دارید. و در دانشگاه درس می دهید.

به یکی از پربیننده ترین برنامه های سیما دعوت می شوید و همه شما را می شناسند.

همه جا دعوت می شوید. همه دوستتان دارند. و برای همه نماد سختکوشی، پیروزی، و موفقیت هستید!

 

امکان یا رؤیا؟

شما کدام موقعیت را انتخاب می کنید؟

حتما موقعیت شماره 2. یک آینده تضمین شده و با شکوه.

اما اگر بدانید که این آینده، از دلِ همان گذشته برآمده چه؟

اگر به شما بگویم صاحب این آینده درخشان، در همان گذشته سخت زندگی کرده و بالیده، چه؟

علیرضا نبی، کارآفرین نمونه و صاحب برند آرشیا، تولید کننده زیتون است.

کسی که امید را به زندگی هزاران نفر از کسانی آورده که جامعه به خاطر اشتباهات گذشته شان، آنها را قبول نکرده.

حالا به نظرت بین آن گذشته و رسیدن به این حال چه قدر فاصله است؟

 

بهای موفقیت

به اندازه شب بیداری های فراوان، روزانه 15 ساعت کار سخت اجرایی کردن، خواندن، تلاش کردن، یاد گرفتن، و در همه این احوال امید داشتن.

آیا الان ساده است؟

اداره کردن 4000 زندگی ساده نیست. ایستادن بر سر دوراهی هایی که سرنوشت این 4000 نفر را تحت تاثیر قرار می دهد، اصلا ساده نیست.

سر و کله زدن با اداره مالیات، تامین اجتماعی، بانک و… ساده نیست.

و تمام اینها درگیری دارد، فکر کردن لحظه به لحظه دارد، حرص خوردن دارد.

و بیشتر از هر چیز و همه چیز، احتیاج به انگیزه دائمی و ناامید نشدن دارد.

و این همه این احوال امید داشتن.

آینده چه طور به دست می آید؟

باید یاد بگیرید ببخشید.

باید یاد بگیرید سرمایه تان را به خطر بیاندازید تا سود کسب کنید.

باید یاد بگیرید آنچه در دست شماست، وسیله ای است برای کمک به دیگران.

باید یاد بگیرید پشت هر شکست، امیدی برای پیروزی هست.

باید یاد بگیرید دنیا وسیع تر از آن است که بخواهید در چیزی متوقف بمانید.

باید یاد بگیرید هزینه هر چیزی را بپردازید، به منفعت و رشد نمی رسید.

تمام این یاد گرفتن ها، افتادن ها و بلند شدن ها، آموختن ها و از خود مایه گذاشتن ها، می شود سرمایه شما.

سرمایه ای که هر جا باشید و به هر کار که مشغول باشید، به کارتان می آید.

 

پسر هفت ساله ای که ورشکستگی را با فروش نرفتنِ روزنامه هایش تجربه کند، می تواند ریسک پذیری و شجاعت را بیاموزد و کارخانه ای تأسیس کند که در طی مدت کوتاهی به سودآوری برسد.

کسی که برای تحقق یک رؤیا، دویده و شکست خورده، می تواند از غلبه بر ورشکستگی حرف بزند.

کسی که 3200 مورد را بررسی کرده و به اشتباهات و فرایند رهبری شان، آگاه است، می تواند از فرایند رهبری حرف بزند.

وقتی از سرمایه گذاری روی خود حرف می زنیم، از تلاش، رهبری خود، سوالات درست، امید، هدف، سختکوشی، بخشش، احساس مسئولیت در قبال دیگران و موفقیت حرف می زنیم.

برای شنیدن همین حرفها، برای یاد گرفتن دور هم جمع می شویم.

پنج شنبه 28 آذر ماه، دانشگاه تربیت مدرس

اولین سمینار ملی کوچ مدرن ایران

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در telegram

دیدگاهتان را بنویسید