تحلیلی بر سلاخی برندهای ایرانی

امیرحسین مظاهری سیف :

مرگ ارج فقط به معنی بیکار شدن هزاران نیروی کار ایرانی  و خالی شدن سفره چندین خانوار و آبستن جُرم و زندانی شدن برخی از آنها نیست. مرگ ارج فقط به معنی عدم درآمد ارزی تُپل ایران از محصولاتی که می توانست با نام ایران مقتدر به کشورهای دیگر صادر کند، درحالی که وارد می کند، نیست. مرگ ارج بخشی از فرایند قتل عام بی صدای برندها و از بین رفتن میراث ژنرال های کهنه کار اقتصادی کشوری است که امروز بیش از همه اعصار تاریخ نیازمند همت خاص جنگندگان اقتصادی اش برای استقلال و عزت و امنیت خود است، در شرایطی که جنس امنیت امروز، با تغییر استراتژی های آفندی از “اطلاعاتی–نظامی” به “اقتصادی-اطلاعاتی” تبدیل شده است.

tghjghnfbgdsdfdvbgnhjk

نمونه ی بارز آن هم موضوعات اخیر مرتبط عربستان است، که  از روز روشن تر دلایل و نتایجش دیده می شود. آنها با درآمد هنگفت خود از فروش نفت، در میادین اقتصادی و تکنولوژیک مشغول جبران شکست های شان از سرداران نظامی ما هستند. مانند خفه کردن دبیر کل سازمان ملل در موضوع حذف نام عربستان از ناقضان حقوق کودک، دومینوی هک سایت های ایرانی، مسئله حج، تغییر مکان مسابقات فوتبال و …

آیا کسی هست که به این دانشجوی بی سواد و کمترین بگوید : چرا زمانی که مرگ برندها و قتل عام میراث سرداران اقتصادی ایران در آرامشی موریانه وار ناقوس فقر و نا امنی آینده را می نوازد، ما اینقدر بی خیال هستیم و راحت !!؟

چرا برند کُشی اینقدر ساده و بی صدا در جریان است ؟؟!! برندهایی که می توانند هر کدام سفیر ایران در اقصی نقاط دنیا باشند، در صف مرگ همچون گوسفندانی که به قتلگاه می روند به قطارشده اند، آن هم در شرایطی که مهمترین دغدغه رهبر در سال های اخیر و حتی دیدار اخیرشان با نمایندگان مجلس، مسائل اقتصادی است؟؟!!

حکایت مشت محکم نخست وزیر ژاپن بر دهان آمریکا، با استفاده رئیس جمهور آمریکا از تلفن ژاپنی روی میزکارش را شنیده اید ؟

این درحالی است که «ارج»، «آزمایش»، «نساجی مازندران»، «پارس الکتریک»، «هپکو»، «کفش ملی» و… که هر کدام حکایتی از جنگنده های اقتصادی ایران داشتند که با هوش درایت و سخت کوشی به توسعه صنعت این کشور خدمت می کردند و دیگر نیستند.

lg_10740__mg_2404

افرادی که باید می بودند و نسلی را می ساختند که بجای جمع شدن در مجتمع تجاری کوروش، پارک آب و آتش یا مراکز علافی دیگر، بجای رفتن از این خاک به ساختن کسب و کاری مولد فکر می کردند و تلاش می کردند. متاسفانه این اسطوره های اقتصادی وجود ندارند و البته قدر اسطوره هائی که داریم هم نمی دانیم. در این خلاء کار به جائی رسیده که به جای این اسطوره های بی بدیل باید شاگردان شان مشغول تربیت کارآفرین های توانمند باشند.

شاگردی ژنرال های کهنه کاری اقتصادی مانند استاد بزرگم شاهرخ ظهیری (مهرام)، محسن خلیلی (بوتان)، بهروز فروتن (بهروز) و… درس هائی را به من داده است که اگر می توانستم، تدریس آن ها را در تمام مدارس واجب می کردم تا نیروی بحران آفرین نسل دهه ۷۰ و ۸۰ که در اثر انباشت انرژِی سرگردان و بی هدف در چند سال آینده ایران را به انفجار خواهد رساند  به سمت اقتصاد مقاومتی، اقتصاد درون گرا، اقتصادی که باید توسط بچه های این مرز بوم ساخته شود سوق پیدا کند. اما این نسل که هیچ اسطوره اقتصادی جز جابز و گیتس نمی شناسد، قبله اش کجاست ؟

دولتمران فهیم و خدوم ! که در طول این سالها دستی در فرآیند سلاخی برندهای ایرانی داشته اند چه می کنند و چه تدبیری دارند، بجز شعار؟! به جز تبدیل کارخانه های ریشه دار به پارکینگ خودروسازان ؟!!
در شرایطی که رقبای سیاسی ایران برندهای نداشته ی خود را ایجاد می کنند و از هیچ سهمی برای هویت کشورشان می تراشند، ما غرق در جام سرکاری ملت های اروپا و نزاع های برجام و مرجام  و …. نظاره گر تلو تلو خوردن تابوت برندهایمان، بسوی گورستان تاریخ هستیم .

برند ارج که از سه کلمه آهنگری، ریخته گری و جوشکاری تشکیل شده است در سال ۱۳۱۶ در زمانی که کشور امارات بیابانی بی آب و علف بود و در کشورهای مالزی و کره مردم روی درخت زندگی می کردند در یکی از خیابان های تهران در کارگاهی کوچک با ۸ کارگر ساده توسط مهندس خلیل ارجمند که استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران بود متولد شد.

۸c5aed15d6e8cc082190f6483c036ffe

در طول ۵ سال، این کارگاه کوچک به کارخانه ای با وسعت ۲۱ هزار متر در خیابان شوش تبدیل شد . مهندس ارجمند که همه ی هم و غمش پیشرفت توسعه بود، دو سال بعد یعنی سال ۱۳۲۳در مراحل تست فنی یکی از ماشین هایی که در همین کارخانه طراحی و ساخته شده بود جان خود را از دست داد .
اما بنیانی که او گذاشته بود، به رشد خود ادامه داد و ۲۵ سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۸ به کارخانه ای با مساحت ۱۰۵ هزار متر واقع در جاده مخصوص منتقل شده و ۴ سال بعد یعنی ۱۳۵۲ سهامی عام شد.
و ۴۳ سال بعد با درایت مدیران خدوم زحمتکش مُرد و رفت پی کارش .

این مرثیه را ننوشتم که کسی را محکوم و متهم کنم. چون همه ما می دانیم که حق با مدیران و مسئولان است، چرا که آنان کارشان را بیشتر از درست هم  انجام داده اند و تنها مسبب مرگ برندها، فقط بنیان گذاران آنها هستند. هر آدم عاقلی می داند! از روز هم روشن تر است که اگر این افراد بیکار نبودند که این برندها را درست کنند و عده ای کارگر و تکنیسین و مهندس را درگیر کار کنند، امروز کارخانه ای نبود که تعطیل شود ! کارگری مشغول کار نبود که بیکار شود!!

این درد دل خودمانی را نوشتم که بگویم در حال حاضر کشور ما آبستن تولد برندهای جهانی بسیاری است که جوانان و مغزهای فرار نکرده در حال ساختن شان هستند.

 من خبرهای تلخ وشیرین زیادی از نسل بسیار بَعدترهای مهندس ارجمندها، ایروانی ها (کفش ملی)، حسین زاده ها ( کفش وین)، برخورداری ها و …. دارم که امروز با پوست و گوشت و استخوان شان در جبهه اقتصادی-تکنولوژی در حال جنگیدن هستند تا پرچم این مرزو بوم را با افتخار بالا ببرند.

اما این گونه از موجودات ایرانی که کارآفرین نامیده می شوند علاوه بر مبارزه با مارادوناهای خارجی در صنعت شان باید همزمان با سیلی از عضنفرهای داخلی هم مبارزه کنند تا بتوانند به سهم خود نام ایران و ایرانی را پُرافتخار کنند. این افراد مجرمینی! هستند که با ایجاد شغل، عده ای را به کارمی گمارند تا بیمه، مالیات، اداره کار و هزار تا چیز دیگه سوژه داشته باشند که گیر بدهند تا حدی که این کارگران بیکار شوند .
نمی دانم شما در صف سلاخی برندها و نام هائی مانند هپکو، ترکتور سازی تبریز، بیسکویت گرجی، کاشی ایران، کاشی سعدی، بینالود، شرکت پارس مینو و … را با آینده نامعلوم شان می بینید ؟

آیا می شود در ۵ سال آینده بدون سروصدا و شعار دادن کاری کنیم این نام ها بمانند، رشد کنند، بیشتر شوند تا ایرانیان بیشتری نان زن و بچه خود را به واسطه این نام ها در بیاورند. تا کمی زندانی ها و خودکشی ها کمتر شود ؟ آیا در راه بودن سونامی خودکشی که چند وقت پیش یکی از مسولین آنرا هشدار می داد به این موضوع ربطی دارد ؟

 آیا از بین نمایندگان محترم مجلس دهم و کسانی که امروز به اسم دولت دهم سنگری برای خدمت به این ملت را در اختیار دارند، وقت یا علاقه ای برای علاج این صف ها و سونامی ها دارند؟ علاجی غیر شعاری، از جنس اقدام و عمل.

امیرحسین مظاهری سیف – ثروت آفرینان

برای آشنایی با سمینار نوابغ فروش ایرانی کلیک کنید

The short URL of the present article is: http://pms.ir/0Y7dH
به اشتراک گذاشتن با :
امتیاز به این مقاله
نظرات
  • دردودل اکثر برندهای ایرانی بود.برندهایی که با خون و پوستشون برندهای ایرانی رو برند کردند.مهندس مظاهری از تفسیر زیبایتان ممنون…انشالله با کمک هم ایرانی ثروت مند و باهوش بسازیم

    ۲۲ خرداد ۱۳۹۵

پیام بگذارید